فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
475
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
گذرانيدند و ابلهانه ، به گوآ خبر دادند كه شاه ايران بقدرى بيمناك است كه بدانها پيشنهاد صلح داده است و آنان پيشنهاد وى را نپذيرفتهاند . اين خبر را در گوآ ، جاهلانه ، باور كردند چنان كه بعدا نيز مدتها جنگهاى بزرگ و دليرانهء روىفلر در اين شهر ورد زبانها بود . انگليسيها كه در سورات بودند ، پس از آنكه در جريان اين حوادث قرار گرفتند ، نخست از جهت آنكه با ورود نايب السلطنهء جديد به هند ممكن بود برايشان حوادثى رخ دهد و ديگر براى مطمئن ساختن شاه ايران به كمك خويش براى مقابله با پرتغاليها به تدارك مقدماتى دست زدند ، بخصوص كه مىدانستند شاه ايران اعمال روىفلر را زير نظر دارد و از دژى كه به دستور او در قشم ساخته شده است خشمگين است . به همين سبب در زمانى ، كه برسم همهساله براى حمل ابريشم ايران به جاسك مىرفتند ، دو كشتى بارى را در حمايت چهار كشتى جنگى به حركت درآوردند . با اينكه كشتيهاى انگليسى چند روز در جاسك توقف كردند ، نيروى دريائى هرمز مطلقا خود را نشان نداد ؛ از آنسو شاه ايران نيز نه تنها ابريشمى بدانها تحويل نداد بلكه درخواست آنان را مبنى بر همكارى با صاحبمنصبان ايرانى در محاصرهء دژ قشم رد كرد . حاكم گوآ در مارس 1621 دو كشتى بزرگ جنگى را ، هريك مجهز به سى عراده توپ بزرگ براى تقويت نيروهاى روىفلر اعزام داشته بود . اين كار بسيار دير و خارج از فصل ، و چند روز پس از بازگشت قواى انگليسى به سورات انجام گرفت . بطورى كه دو ناو گروه انگليسى و اسپانيائى در نزديكى جاسك از كنار يكديگر گذشتند . اين كشتيها هنگامى به هرمز رسيدند كه تابستان آغاز گرديده و حرارت هوا غيرقابل تحمل بود . بنابراين نه تنها وجودشان در هرمز بيحاصل ماند ، بلكه عدهء زيادى از سربازان و ملاحان ، و توپچيهاى آنها به علت ابتلا به تبهاى موذى و بيماريهاى ديگرى كه بسبب كار در هواى بسيار گرم عارض آنان گرديد مردند . اگرچه با فرامينى كه روىفلر بايد بموقع اجرا مىگذاشت